تبلیغات
برای ایران

به مناسبت درگذشت «قیصر امین پور»

«سفر ایستگاه»

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام





« نامی از هزار نام»

ای شما!ای تمام عاشقان هر کجا!

از شما سوال می کنم:

نام یک نفر غریبه را در شمار نام هایتان اضافه می کنید ؟

یک نفر که تا کنون

 رد پای خویش را، لحن مبهم صدای خویش را،

 شاعر سروده های خویش را نمی شناخت

گرچه بارها وبارها

 نام این هزار نام را

 از زبان این وان شنیده بود

 یک نفر که تا همین دو روز پیش

 منکر نیاز گنگ سنگ بود

 گریه ئ گیاه را نمی سرود

 اه را نمی سرود

 شعر شانه های بی پناه را نمی سرود

حرمت نگاه بی نگاه را نمی سرود

 وسکوت یک سلام در میان راه را نمی سرود

 نیمه های شب نبض ماه را نمی گرفت

 روز های چار شنبه ساعت چهار بارها شماره های اشتباه را نمی گرفت

 ای شما!ای تمام نام های هر کجا !

زیر سایبان دستهای خویش

 جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید ؟

این دل نجیب را، این لجوج دیر باور عجیب را

 در میان خویش راه می دهید؟



«طرحی برای صلح»

شهیدی که بر خاک می خفت

سر انگشت بر خون خود می زد و می نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ

که بر جنگ

«قیصر امین پور»


ارسال شده در تاریخ: یکشنبه 8 آبان 1390 || دیدگاه ()

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد كل بازدیدها :
آخرین بازید از وبلاگ :
آخرین بروزرسانی :